تبليغاتX
غریبه سیاسی
همراه شو عزیز...
(( خاتمی : من دیگر در سیاست بازنشست شده ام ))

وقتی این تیتر رو دیدم و متن خبر رو خوندم ، متوجه بازی جدید آقایان اقتدارگرا نشدم و کلی حسرت خوردم که چرا خاتمی چنین چیزی گفته... گذشت تا اینکه دیشب متوجه شدم این حرف و حدیث ها نشات گرفته از شوخی بی مزه یک خبرنگار با سوابق روشن(!!) بوده است

ابتدا قصد نداشتم در این مورد چیزی بنویسم ولی وقتی دیدم عده ای از همفکران این فرد به تحریک وی ، این مساله رو گسترش دادن و به دوستان اصلاح طلب هجوم میبرند تصمیم گرفتم بنویسم

دوست اسلحه به دست من!

شما اسم خودت را اصولگرا گذاشته ای! ولی نه از اصول خبرنگاری بهره ای بردی نه از اصول اخلاقی!

کینه از خاتمی ۱۱ سال است که در دلهای شماست و طبیعی است از اینکه چنین حرفی را در دهان خاتمی گذاشته اید خوشحال باشید و پر دربیاورید!

زیر پا گذاشتن معیارهای اخلاقی توسط شما تا حدی پیش میرود که حتی به دروغ از زبان یکی از وبلاگنویسان اصلاح طلب مینویسید که از فارس نیوز پول گرفته اید!

آقای بهمن هدایتی!

مثل اینکه چیزی به نام وجدان در وجود شما وجود ندارد!! که اگر داشت اینچنین به دروغ گفتن عادت نمیکردید!

شما خوشحال باش از اینکه فکر میکنی خاتمی بازنشست شده ولی به همین زودی ها دوباره شاهد لجن پراکنی های دوستان شما نسبت به خاتمی خواهیم بود!

به راستی اگر خاتمی بازنشست شده است این فیلم های مونتاژی و این خبرهای دروغ به په دلیل ساخته میشود؟؟

شما چه خبرنگاری هستی که سابقه مسخره کردن چشمان وزیر خاتمی را هم در پرونده داری؟؟

آقای کلاشینکف به دست!

شما اگر به دروغی که خودتان ساخته اید میخندید ، ما به افکار شما میخندیم ، به آهنگ وبلاگ شما میخندیم ، به کینه و حسادت شما نسبت به خاتمی میخندیم ، به ترس شما از کاندیداتوری خاتمی میخندیم ، به پرپر زدن اقتدارگرایان برای تخریب خاتمی میخندیم...

اخلاق را باختی آقای مسلح!!

سمیه توحیدلو در همین مورد نوشته است

میرا-مرز حق و حقیقت ( در همین مورد )

وبلاگ این دوست مسلح! به قول سمیه توحیدلو حتما با اسپیکر روشن وارد شوید!

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 1:20  توسط سوشیانت  | 

 

در چند روز گذشته اینکه در مورد مسائل خصوصی زنان بنویسیم یا نه ، مهمترین بحث وبلاگنویسان بوده است. ۲-۳ روز پیش قصد داشتم در این مورد بنویسم ولی بعد پشیمون شدم و ترجیح دادم نوشته های زنان را بخوانم تا خودم اظهار نظر کنم. برخی دوستان مطالب جالبی نوشتند و خوشحال بودیم از اینکه شاهد بحث خوبی هستیم.

تا اینکه به یکباره افرادی ناشناس وبلاگهای جدیدی تاسیس کردند و به جای نوشتن مطالب اجتماعی-سیاسی-فرهنگی ، اقدام به نوشتن مطالب سکسی به عنوان کسانیکه حامی حقوق زنان هستند کردند! این افراد از روابط جنسی متعدد(!!) خود با افراد مختلف(!!) و لذت بردن بیش از دیگر زنان(!!) نوشتند و آنقدر به این کار ادامه دادند و کسی در مقابلشان جبهه نگرفتند تا اینکه متاسفانه روی برخی وبلاگنویسان هم تاثیر گذاشتند...

تعدادی از وبلاگنویسان هم تحت تاثیر آن افراد مجهول الهویه(!!) زنان را به لذت بردن از طریق روابط جنسی دعوت کردند و نوشتند جنس مونث باید در جوانی تا میتواند از این طریق لذت ببرد ( گویی که روابط جنسی تنها راه لذت بردن است! )

البته به طور حتم ، هدف افزایش این روابط نیست و هدف اصلی آلوده کردن محیط وبلاگهاست. ( برخی سایت ها و وبلاگهای اصولگرا هم تا توانستند به وبلاگنویسان منتقد دولت و حکومت تاختند! )

این مساله تا آنجا ادامه یافت که متاسفانه برخی وبلاگنویسان در پست ها و تیتر هایشان از نام آلات جنسی استفاده کردند و گاهی کلمات و اصطلاحاتی را به کار بردند که زیبنده وبلاگهایی که برای حمایت از حقوق مردم و انتقاد از حکومت ساخته شده نبودند.

آن دختر وبلاگنویسی که در گذشته خیلیها از خواندن نوشته هایش لذت میبردند و مطالب بسیار جالب و قابل تاملی مینوشت ، با نوشتن یک پست پر از کلمات زننده و بدتر از آن گفتن اینکه حاضر است مطلبش را در یک جمع بلند بخواند(!!) آبروی وبلاگنویسانی که روزی به فیلتر شدن وبلاگ او اعتراض کردند را برد.

متاسفانه سایت بالاترین هم نظارتی روی پست های فرستاده شده کاربران نداشت و صدای دیگر وبلاگنویسان درآمد.

حرف آخر اینکه عده ای از وبلاگنویسان حیا را کشتند و نه تنها دین بلکه فرهنگ کشورهای متمدن را هم نادیده گرفتند و باعث سیاه شدن چهره خودشان و دیگر وبلاگنویسان شدند. اگر دین و فرهنگ خود را فراموش کرده ایم حداقل فرهنگ وبلاگنویسی را از غربی ها بیاموزیم!!

تابو شکنی یا بد دهنی چالش امروز کاربران بالاترین

فمینیسم و فاجعه مجازی!!

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 20:21  توسط سوشیانت  | 

 

پوتین برای سربازان جدید...

                          دستبند ۱۰ عدد...

               نان برای زندانیان...

اسلحه به مقدار کافی...

گاز نداریم!! پول برق را باید بدهیم ، پول آب جدا!!!

بازداشتگاه نم کشیده است...

و دیگر هیچ!!!


مهران مدیری ، پیمان قاسم خانی ، امیرمهدی ژوله و خشایار الوند با نوشتن متن و ساختن مرد هزار چهره بار دیگر هنر خود را به رخ همه کشیدند ، سریال انتقادی طنز با هدف نشان مشکلات اجتماعی که بیش از هر فیلم و سریال دیگری در جامعه سیاسی و وبلاگستان و سایت های خبری  سر و صدا به پا کرد.

پس از پایان قسمت اول عده ای نوشتند شصت چی همان کرباسچی است و عده ای نوشتند جزایری! پس از پایان قسمت دوم بود که ثبت احوال شیراز ( قطعا به تحریک برخی ) از آقاگلیان و مدیری و نویسندگان این مجموعه شکایت کرد! اما اوج این سر و صداها پس از قسمت های مربوط به نیروی انتظامی بود. قسمت هایی که مورد تحسین سیاسیون اصلاح طلب و منتقد و وبلاگنویسان قرار گرفت و البته باعث پخش این شایعه شد که از فردا شب مرد هزار چهره پخش نخواهد شد.  مهران مدیری و گروهش ، نیروی انتظامی و طرح های امنیت اجتماعی را با تیغ تیز خود نشانه گرفتند و اعتراف گرفتن چند صد برگی از متهم بی سواد ، بازداشت پیرزن به دلیل بیرون گذاشتن سطل زباله در ساعت ۱۱ شب ، بازداشت پسر بچه ای برای ارتقای امنیت و... را به نمایش گذاشتند. مهران مدیری کاری را تمام کرد که فرزاد حسنی آن را آغاز کرد، هرچند شاید باعث شود مرد هزار چهره آخرین کار مدیری در تلویزیون باشد.

مدیری سپس به سراغ عده ای رفت که ژست روشنفکری و مدرنیسم و هنرمند بودن را میگیرند ( گفته میشود فیلمنامه قسمتهای مربوط به هنرمندان را امیرمهدی ژوله نوشته ) در این میان مدیری ، دانشجویان و جوانانی که بدون هیچ شناختی از چه گوئرا و اندیشه هایش ، از او حمایت میکنند و سعی میکنند از نظر چهره هم مثل او باشند را هم مورد تمسخر قرار داد.

در قسمت اخیر هم مدیری به گرانی و پیامدهای اخیر آن پرداخت...

آنچه مشخص است این است که مدیری و گروهش دردهای مردم و مشکلات جامعه را به خوبی میشناسند و به راحتی به تصویر میکشند. مدیری در قسمت های ابتدایی هم

پ.ن:  در شب های اخیر همان کسانی که ژست روشنفکری میگیرند به شدت به مدیری تاختند!

دوستانی که از مرد هزار چهره و امنیت اجتماعی و کافه نشینان پر ادعا نوشتند:

از مهران مدیری متشکرم! ( کلمه )

مرد هزار چهره آخرین کار مهران مدیری در صداوسیما!؟  ( بهمن هدایتی )

مرد هزار چهره آیینه اخلاق ما ( پانصد سر )

هزاران چهره نیروی انتظامی ( ساسان آقایی )

مسعود شصت چی امشب فقط با فرزاد حسنی مصاحبه نکرد! ( امین تقی خانی )

جسارت و رندی ستودنی مدیری و قاسم خانی در هجو طرح امنیت اجتماعی ( باران در دهان نیمه باز )

شمشیر از رو بسته "مرد هزار چهره" علیه اخلاق جامعه ایرانی  ( محمد معینی )

مهران مديري ونشان دادن سيستم كلنگي مديريت ! ( کاغذ پاره )

آیا مهران مدیری طرح امنیت اجتماعی ِ نیروی انتظامی را به سخره گرفته ؟ ( پارادوکس )

بازجوئي علمي و تخصصي ( همسوار )

مرد هزار چهره با شمشیر طنز انتقادی این بار به جنگ نیروهای انتظامی و امنیتی رفته  ( مهدی )

مهران مدیری یا فرزاد حسنی دو !؟  ( جمهور )

مهران مدیری و شوخی با شعر و عرفان ( محمدمهدی توکلی )

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 19:42  توسط سوشیانت  | 

 

حتی اگر تمامی نمایندگان از قبل مشخص شده بودند

حتی اگر رای من را محاسبه نکنند

حتی اگر ۱۰۰ درصد مجلس به اقتدارگرایان تقدیم شود

حتی اگر تمامی مردم جز من به اقتدارگرایان رای داده باشند

...

من رای دادم

به استبداد فهماندم که حتی اگر ۷۰ درصد کاندیداهای اصلاح طلب را رد صلاحیت کنید ، بازهم کسانی هستند و خواهند بود که حامی اصلاحات باشند.

استبداد متوجه شد حتی اگر فقط ۶۰ درصد مردم هم در انتخابات شرکت کنند ، باز هم در این بین کسانی هستند که مخالف استبداد اقتداگرایان باشند و به اصلاحات امیدوار.

اصلاحات زنده است و با رد صلاحیت نابود نخواهد شد...

پ.ن۱: در حوزه هایی که امکان رقابت وجود داشته اصلاح طلبان بیش از نیمی از کرسی ها را تصاحب کرده اند.

پ.ن۲: اصلاحات مدیون کسانی است که بدون هیچ چشم داشت مالی و غیر مالی ، برای پیروزی اصلاح طلبان خود را به آب و آتش زدند و هزینه کردند برای آن... امیدوارم نمایندگان اصلاح طلب راهیافته به مجلس ، حامیان خود را فراموش نکنند که مطمئنا نخواهند کرد.

پ.ن۳: در تهران احتمالا کرسی ها تقسیم میشود... شاید تعیین تکلیف ۱۰ کرسی هم به دور دوم کشیده شود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 15:59  توسط سوشیانت  | 

فرحناز مینایی‌پور
كد: 69 ب 467
متولد 1351، تهران
كارشناس‌ارشد مدیریت آموزشی

علیرضا رحیمی

كد: 58 ب 246
متولد 1347، تهران
كارشناس ارشد حقوق بین‌المللی تجارت الكترونیك از دانشگاه RGU انگلستان، كارشناس حقوق قضایی، دانشگاه شهید بهشتی

جواد اطاعت

كد: 59 الف 257
متولد 1342، داراب
دكترای علوم سیاسی دانشگاه تهران 

سهیلا جلودار زاده
كد: 79 الف 237
متولد 1337، شهرری
مهندس نساجی، دانشگاه صنعتی امیركبیر

الیاس حضرتی
كد: 57 الف 567
متولد 1340، هشترود
دانشجوی دكترای مدیریت توسعه

اسحاق جهانگیری
كد: 57 الف 136
متولد 1336، سیرجان
دكترای مدیریت صنعتی
كارشناس ارشد مهندسی صنایع دانشگاه شریف

سید حبیب عجایبی
كد: 57 ب 267
متولد 1329، تهران
كارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه تهران

نجفقلی حبیبی
كد: 69 ج 126
متولد 1320، خوانسار
دكترای فلسفه و حكمت اسلامی، دانشگاه تهران

حسن خلیل‌ آبادی
كد: 67 ج 135
متولد 1335، شهرری
كارشناس مشاوره و روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی

سید كامل تقوی‌نژاد
كد: 57 ب 235
متولد 1343 دهدشت
كارشناس ارشد مدیریت سیستم‌ها

نرگس كریمی
كد: 69 ج 134
متولد 1328 تهران
كارشناس ارشد مطالعات زنان دانشگاه علامه‌طباطبایی

اسداله كیان‌ارثی
كد:79ج 167
متولد 1317 فریدن
تحصیلات: خارج فقه و اصول در حوزه‌های علمیه قم و نجف اشرف

محمد اشرفی اصفهانی
كد: 56 ج 126
متولد: 1323 اصفهان
درجه اجتهاد در علوم حوزوی و دكترای فلسفه اسلامی

الهه راستگو
كد:89الف 135
متولد: 1341 ملایر
كارشناس ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه علامه طباطبایی 

سید محمود دعایی
كد: 56 الف 267
متولد 1320 یزد
تحصیلات: علوم حوزوی در حوزه‌های علمیه قم نجف اشرف

نیراعظم خوش‌خلق‌سیما

كد: 56 ج 147
متولد 1335 تهران
دكترای فیزیولوژی ملكولی گیاهی از دانشگاه هیروشیما، ژاپن 

محمد قمی
كد: 56 ج 246
متولد 1331 شهر ری
دانشجوی دكترای حقوق بین‌الملل
كارشناس ارشد برنامه‌ریزی آموزشی

مجید انصاری
كد: 79 ب 236
متولد: 1333 زرند
تحصیلات: خارج فقه و اصول، كارشناس ارشد حقوق خصوصی 

سعید معیدفر
كد: 79 الف 127
متولد 1335 اصفهان
دكترای جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس

بهزاد قره‌یاضی
كد: 79ج346
متولد: 1338 تهران
فوق دكترای بیوتكنولوژی و مهندسی ژنتیك - موسسه بین‌المللی تحقیقات برنج (بانك جهانی) و دكتری ژنتیك از دانشگاه UPLB

سیدافضل موسوی

كد:79ج237
متولد 1333 زنجان
مهندس عمران دانشگاه صنعتی امیركبیر 

سید محمد صدر

كد: 56 ب 234
متولد: 1330 قم
فرزند آیت‌اله سیدرضا صدر، برادرزاده امام موسی صدر، عموزاده آیت‌اله شهید سید محمدباقر صدر
دكترای داروسازی دانشگاه تهران

طیبه گلپایگانی
كد: 58 ب 267
متولد 1341 تهران
كارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

علیرضا محجوب
كد: 67 ب 345
متولد: 1337 كرج
كارشناس تاریخ

حسن عابدی جعفری

كد:79ج367
متولد: 1330 تهران
دكتری مدیریت از آمریكا

محمد جمشیدی گوهری

كد:79ج246
متولد: 1324 كرمان
كارشناس ارشد ریاضیات محض دانشگاه جان هاپكینز آمریكا

وحید محمودی
كد: 69 ج 346
متولد: 1343 ممسنی
دكترای اقتصاد از دانشگاه اسكس انگلستان 

افشین حبیب‌زاده
كد: 57 الف 267
متولد: 1348 تهران
كارشناس ارشد علوم سیاسی، مهندس مكانیك

ابوالفضل شكوری

كد: 69 الف 267
متولد: 1334 زنجان
درجه اجتهاد علوم حوزوی و دكترای فلسفه سیاسی دانشگاه تربیت مدرس

عباسعلی زالی

كد:59ب136

متولد 1316 گلپایگان

دكترای كشاورزی دانشگاه كالیفرنیا آمریكا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 23:1  توسط سوشیانت  | 

بیانیه تحليلي جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی در پاسخ به يك سئوال اساسي و مهم
چرا در انتخابات ناعادلانه مجلس هشتم شركت كنيم؟

نگذاريم اقتدارگرايان به آرزوهايشان برسند

نوروز: جبهه مشاركت ايران اسلامي به عنوان يك حزب فراگير سياسي كه به لحاظ تشكيلاتي بزرگترين حزب در سطح كشور براساس آمارها شناخته مي‌شود در بيانيه مهمي دلايل خود را براي حضور در انتخابات مجلس هشتم براي هواداران و مردم ايران تشريح كرده است.

متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحیم


ملت عزیز ایران در حالی خود را برای تصمیم‌گیری در خصوص شرکت در انتخابات مجلس هشتم آماده می کند که با نادیده گرفتن حقوق اساسی شهروندان، ناعادلانه‌ترین رویه‌ها در اجرا و نظارت بر آن غلبه دارد.

حذف اكثريت قاطع نامزدهای باتجربه، کارآمد، مؤمن و شجاع از جبهه اصلاحات، نشانه عزم حاکمیت یکدست برای حفظ قدرت به هر بها حتی به قیمت عبور از میراث گرانبهای امام راحل (قده) و خونبهای شهیدان و جانبازان و امید حق‌طلبان و آزادیخواهان است.

رویکردی که در این انتخابات برای حذف اصلاح‌طلبان در پیش گرفته شد و مدیریتی که در مراحل مختلف تعیین و اعلام صلاحیت نامزدها، اعمال گردید، نه تنها با موازین و آموزه‌های دینی بیگانه است، بلکه از هر تدبیر و عاقیت اندیشی نیز به دور است.

اساس جمهوری اسلامی که امام آن را بنیان گذاشت آرای واقعي مردم است و هدف آن باید پاسداری از حرمت و کرامت و حقوق سلب ناپذیر آحاد آدمیان باشد. جمهوری اسلامی مورد تأیید مردم همانطور كه در قانون اساسی آمده نظامی است توحیدی که در آن خداوند مردم را بر سرنوشت خود حاکم گردانده است.

هرگز قرار نبود این نظام كه جمهوریت و اسلامیت دو وجه جدانشدنی آن است، با قرائتی اقتدارگرا و متحجرانه از دین مضمون مردمی و آزاد خود را از دست بدهد. قرار نبود در نظام جمهوری اسلامی برای ورود به خانه ملت در شجاعت و حق‌گویی را ببندند و راه تزویر و ریا را بگشایند. قرار نبود در نظام جمهوری اسلامی ‌ به عوض اینکه مردم رئوس حکومت را تعیین کنند حكومت نمايندگان مردم را تعيين كند. قرار نبود در نظام جمهوری اسلامی عدالت به پوستینی وارونه‌ و آزادی به عطیه‌ای حکومتی آن هم در محدوده‌ای تنگ و جناحی تبدیل شود.

قرار نبود در جمهوری اسلامی، یخبندان سیاسی، زوال سرمایه اجتماعی، بی‌رونقی اقتصادی و بحران‌های اخلاقی به جای آن همه آرمان‌ها و دستاوردهای بزرگ دوران انقلاب و پس از آن بنشیند.

خوشبختانه در شرایطی به سر می‌بریم که هنوز نسل اول انقلاب و مبارزان عرصه ستم‌شاهی و مجاهدان جنگ تحمیلی حضور دارند و این حضور به اقتدارگرایی اجازه تحقق سناریوی خود را نمی دهد. هنوز اکثریت مردم ایران با یاد روزها و شب‌های انقلاب و آرمان‌های بزرگی که برای آن انقلاب کردند زندگی می‌کنند. هنوز عمق آموزه‌های معمار فقید انقلاب و نظریه‌پردازان نواندیش و مردمسالار آن چنان تأثیرگذار است که مردم بخوبی می‌توانند دو قرائت اقتدارگرا و دموکراتیک از جمهوری اسلامی را تفکیک کنند.

خوشبختانه تمایل مردم ما برای پیگیری آن آرمان‌ها و دستاوردها همچنان روح غالب بر جامعه است. میل به پیشبرد اصلاحات از درون و ترجیح نیروی ملت بر هر نیرو و راهبرد خارجی آن چنان نیرومند هست که بتواند ترفندهای مختلف را برای اخراج ملت از صحنه اعمال حق حاکمیت خنثی ‌کند. هنوز جوانان ما چنان به توان و آینده خود باور دارند که حاضر باشند برای جلوگیری از انحراف پیش آمده در مسیر انقلاب که همان مسیر پیشبرد معنویت ، عدالت و آزادی است به فداكاري و تلاش‌های اصلاح‌طلبانه‌ دست بزنند. هنوز انگیزه‌های آزادی‌خواهی، برابری‌جویی و برادری‌طلبی در اقوام متنوع ایران زمین آنقدر قوی هست که برای تحقق شعار همیشگی «ایران برای همه ایرانیان» سختی‌ها و مشقات کمرشکن را تحمل کنند و عرصه دشوار سیاست‌ورزی را به نفع اقتدارگرایان ترک نکنند. و هنوز زنان تاريخ‌ساز ایران در عین به تنگ آمدن از تبعیض‌های روز افزون، چنان مصمم هستند تا نگذارند سرنوشت ایران و ایرانی سيري واپسگرا طي كند.‌

امروز انتخابات عرصه تجلی و رقابت دو رویکرد و دو تفکر کاملاً متفاوت درباره اساسی‌ترین مسائل کشور است. در يك سو تفکری است که به رأی مردم ، به آگاهی مردم و به حق مردم برای تعیین سرنوشت اعتماد واهتمامی ندارد، در سوي دیگر تفکری است که میزان همه امور را رأی مردم می‌داند و مشروعیت حکومت را (حتی اگر صالح‌ترین انسان‌ها در رأس آن باشند) جز با اعمال رأی مردم محقق نمی‌داند.

تفکر نخست خود را قیم و شبان مردم می‌داند و برای مردمی که آن‌ها را به اندازه کافی بالغ نمی‌داند حداکثر حقی که قائل است تشخیص « اصلح » از میان «صالحانی» است که مدعیان اصولگرایی قبلاً آنان را برگزیده‌اند. در حالی که تفکر دوم نه تنها مردم را به حد کافی دارای شعور و آگاهی برای تشخیص افسد از اصلح، صالح از فاسد و فاسد از افسد می‌داند، بلکه انتخاب حاکمان را حق آنان می خواند.

تفکر اول بیم آن دارد که اگر مردم در انتخابات آزاد باشند اول کسانی که باید عرصه قدرت را ترک کنند خود آن‌ها هستند، اما در سوی دیگر تفکری است که بیم ٱن دارد که اگر به مردم آزادی در انتخابات داده نشود نه تنها جمهوریت، بلکه اسلامیت و در حقیقت اساس جمهوری اسلامی به خطر خواهد افتاد.

تفکر اول جمع محدود خود را عالم جامع می داند و چون به گمان خود برای هر مشکلی اعم از سياسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و بین‌المللی جوابی سهل الوصول و البته امنیتی در آستین دارد به مشارکت عموم مردم نیاز نمی‌بیند و می‌داند که مشارکت عموم مردم سبب خواهد شد منافع سرشار عده‌ای در این دایره بسته قدرت از بین برود، اما تفکر دوم حل مشکلات عدیده و طاقت‌فرسای جامعه امروز ایران را همانطور كه در قانون اساسي تصريح شده است جز با مشارکت همه مردم ایران اعم از زن و مرد، پیر و جوان، ترک و بلوچ و لر و کرد و عرب و ترکمن، گرایش‌های متنوع سیاسی و اجتماعی، مذاهب و اقلیت‌های دینی،‌ هم‌اندیشان و دگراندیشان، حوزویان و دانشگاهیان، در چارچوب میثاق ملی مشترک که قانون اساسی است امکان پذیر نمی‌داند و تنها راه مشارکت واقعی را برگزاری انتخابات آزاد و سالم و انتخاب نمایندگان شجاع و آزاده می داند.

تفکر اول وقتی از حریم جمهوری اسلامی و صیانت آن و جلوگیری از نفوذ غیر در آن سخن می‌گوید آن را محدود به حریم جناحی و حزبی خود و جلوگیری از نفوذ آگاهی‌های نو و اندیشه اصلاحات می‌کند. اما تفکر دوم از آن جمهوری اسلامی دفاع می‌کند که مبشر و مبلغ پیشرفت، آزادی و عدالت همه جانبه باشد و تکثر و تنوع جامعه و برخورداری شهروندان از حقوق اساسی و پایبندی به برنامه‌ریزی علمی و وجود نهادهای مدنی مستقل از قدرت را به رسمیت بشناسد و به قدرت به صورت امانت و نه ملکیت بنگرد و برای پیشبرد این امور، حق برابر برای همه ایرانیان قائل باشد و راه آنان را برای ورود به هر سطحی از قدرت باز کند.

جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی مفتخر است از زمان تأسیس تا کنون توانسته است از آرمان‌های اصیل انقلاب و امام طرفداری کند و شجاعانه در برابر کژی‌ها و زياده طلبي ها و خودخواهيها و خود محوريهائي‌ که به نام دین و انقلاب در درون حکومت ایجاد شده است بایستد و البته هزینه سنگین آن را نیز بپردازد.

ما خدای بزرگ را سپاس می‌گزاریم که به ما این توفیق را عنایت فرمود تا در دفاع از حق مردم - حتی آنان که همفکر و همسو با ما نیستند-، پیرو امام خود علی ابن ابی‌طالب (ع) باشیم که بیرون کشیدن خلخال از پای دخترک یهودی را برنتافت و مرگ را بر چنان جفایی قابل سرزنش ندانست.

ما خدای بزرگ را سپاس می‌گزاریم که به ما قدرت تشخیص را عطا کرد تا در برابر حاکمیت تبعیض و ستم راه صحیح را بپیمائیم. ما افتخار می کنیم که به نام دین از آزادی و عدالت، از دموکراسی و حقوق بشر و از صلح و گفت و گو سخن گفتیم و با اندیشه اصلاحات، راه گشوده شده در انقلاب را برای اعتلای نام اسلام و ایران پیش بردیم.

ما افتخار می‌کنیم در دوره اصلاحات جز به حقوق ملت و اعتلای ایران اسلامی نیندیشیدیم، اگر به دولت رفتیم به ایران سربلند در جهان بر اساس دانش و تجربه بشری اندیشیدیم و اگر به مجلس رفتیم، آن را «خانه ملت » و در «رأس» امور دیدیم. ما تا آنجا که توانستیم به اصلاح قوانین و ساختارهای کشور کوشیدیم و در آنجا که پای حقوق پایمال شده ملت به میان آمد با اقتدا به شهید مدرس که الگوی همه نمایندگان و منتخبان این سرزمین است در برابر ناروائی‌ها و انحرافات ایستادیم. در این روند است که ما تحصن نمایندگان مجلس ششم را برگ زرینی در تاریخ سیاسی کشور می‌دانیم که از سر احساس مسؤولیت و شجاعت در برابر انحراف آشکاری که برای بی‌اثر کردن رأی ملت در شرف وقوع بود ایستادند و با صدای بلندی که در تاریخ شنیده می شود گفتند که مردمان نباید جمهوری اسلامی را به اعتبار رویه و اندیشه‌ای بشناسند که رأی مردم را زینتی برای تأیید خود و انتخابات را نمایشی از پیش تدارک شده می‌داند. متأسفانه ما امروز صحت تحلیل و احساس خطر آن نمایندگان مردم را به وضوح مشاهده می کنیم و می‌بینیم حق انتخاب آزاد مردم چگونه به بازی گرفته می‌شود.

در انتخابات مجلس هشتم کسانی به اتهام عدم التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی رد صلاحیت شده‌اند که سابقه آنان در مبارزه با نظام شاه و در دفاع از جمهوری اسلامی و قانون اساسی از مجموع سوابق رد کنندگانشان در شورای نگهبان و در نهادهای اجرایی بیشتر است. امروز کسانی رد صلاحیت شده‌اند که سلامت نفس و وارستگی و ثبات قدم آن‌ها از بسیاری از آنان که به مصلحت روز و منفعت قدرت سر از انقلابی‌گری و رادیکالیسم در آورده‌اند به مراتب بیشتر است. اکنون کسانی ردصلاحیت شده‌اند که حتی در پشت درهای بسته شورای نگهبان جز به صداقت و صراحت سخن نگفته‌اند و نخواسته‌اند از ایمان و اعتقادخود به امام و انقلاب و مردم و اصلاحات برگردند. کسانی رد صلاحیت شده‌اند که اگر در میدان رقابت‌های انتخاباتی حضور می‌یافتند به احتمال بسیار زیاد رأی اکثریت مردم را جلب می‌کردند و در درون خانه ملت صدای رسای مظلومیت و محرومیت مردم را انعکاس می‌دادند. کسانی رد صلاحیت شدند که چشم و گوش بسته مطیع هر فرمانی نبودند و «صلاح مملکت خویش را به خسروان» نمی‌سپردند.

غالب آنان همان کسانی بودند که چه در قوه مقننه، چه در قوه مجریه و چه در عرصه فعالیت‌های مدنی و سیاسی و فرهنگی و دانشگاهی خود جز به مصلحت مردم راهی را برنگزیدند و تحت فشارهای آشکار و مخفی قدرتمندان از مسیر حقی که انتخاب کرده بودند برنگشتند.

آری روح حاکم بر شورای نگهبان به نمایندگی از حاکمیت یکپارچه نمی خواهداجازه دهد تا کسانی وارد دایره قدرت شوند که توان فکری، شجاعت روحی و سلامت نفس در ایستادگی مقابل هرگونه تبعیض و خودکامگی و مقاومت در برابر برنامه‌های بر باد دهنده ایران را داشته باشند.

آنان کسانی را می‌خواهند که به جای سیاست‌ورزی قانونی و مدنی با تکیه بر سازمان‌دهی‌های نظامی و امنیتی، قدرت یکپارچه را چنانکه خود می‌گویند به انحصار کامل در آوردند و به جای پیشبرد و اصلاح امور فضای کشور را از تبلیغات رسمی و دولتی پر کنند. آنان کسانی هستند که در برابر قتل‌های مخوف زنجیره‌ای فریاد عدالت‌خواهی سر ندهند و مفاسد اقتصادی صاحبان قدرت و ثروت و منزلت را نبینند و گرانی و تورم کمر شکن، بی‌خانمانی مردم، ازدیاد فقر و فساد و فحشا، ‌تعطیلی روزافزون بنگاه‌های اقتصادی، ناکارآمدی مخرب دستگاه دولتی، حذف نیروهای کارآمد از مدیریت کشور، انزواي كم نظير ايران در عرصه بين المللي و .... را وارونه به تصویر در آورند و برعکس توجیه کنند.

آن‌ها حتی نمی خواهند کسانی به مجلس راه پیدا کنند که سکوت کنند بلکه می خواهند تنها کسانی در صحنه باشند که بطور مطلق از هر چه و هر که جریان یکپارچه قدرت مي خواهد حمایت کنند. البته این خواست حتی اگر تحقق یابد سرشت و سرنوشتی جز آنچه بر حکومت های بسته و احزاب و نظام‌های کمونیستی گذشته است ندارد. باید از تاریخ آموخت و تجربه دینی و ملی ما نیز خوشبختانه نشان می‌دهد که در جامعه ایران امکان اعمال این شیوه به طور کامل و دائم وجود ندارد. نه به خاطر اینکه آنان نمی‌خواهند بلکه به خاطر اینکه نمی توانند. واکنش هوشمندانه فرزندان و تربیت یافتگان امام خمینی‌ و بزرگان آئین و ملت حتی در همین ایام ورای تقسیم‌بندی‌های روز سیاسی و بر سر بروز انحراف‌هایی چون ورود نظامیان به سیاست، خرافه‌گرایی و حذف جناح‌های سیاسی نمونه‌ای روشن از همین واقعیت است. واقعیتی که تکیه‌گاه جنبش اصلاحات نیز هست. به همین سبب علی‌رغم اینکه ما در این انتخابات با یک « فاجعه » روبرو هستیم و آن را در کمترین نسبت با مبانی جمهوری اسلامی می‌دانیم، اما عرصه سیاسی را رها نکرده‌ایم و همچون همه «ایران دوستان» و مؤمنان به انقلاب اسلامی می‌دانیم که نباید تکمیل کننده سناریوی اقتدارگرایانی شویم که اینک اصل انتخابات را در کشور هدف گرفته‌اند.

واقعیت این است که دایره عمل اصلاح‌طلبی در انتخابات مهندسی و مدیریت شده پیش‌رو بسیار محدود و تنگ شده و درست است که اکثریت چهره های مشهور اصلاح‌طلب در انتخابات آینده به تیغ ناصواب نظارت استصوابي شورای نگهبان قلع و قمع شده‌اند اما برای همه کسانی که طالب اصلاح، آرامش، رفاه مردم و پیشرفت کشور هستند چاره‌ای جز این نمی ماند که این بار «نه» بزرگ خود را به گونه ای دیگر بیان کنند.

ما در این انتخابات اساس را بر آن گذاشته‌ایم که در کنار خاتمی که نماد اندیشه و گفتمان و مشی اصلاحات است، با «ائتلاف حداکثری میان نیروهای اصلاح‌طلب» به حداقل‌های ممکن در سیاست اکتفا کنیم. ما می دانیم که رقیبان اقتدارگرای ما کمر به اجرای پروژه «متفرق کردن اصلاح‌طلبان و حذف درصد عظیمی از آن‌ها از انتخابات و سپس برخورد مرحله به مرحله با آنان» بسته اند. ما می بینیم که مجلس هشتم با اکثریتی از پیش معین طراحی شده است، در عین حال نمی‌خواهیم میدان را به رقیب اقتدارگرا واگذاریم تا با تشکیل مجلسی یکدست و یک‌صدا مراحل بعدی برنامه خود را به مرحله اجرا بگذارد.

هنوز در تعدادي از حوزه هاي انتخابيه می توان در میان کسانی که به هر علت باقی مانده‌اند افرادی را جست که نماینده واقعی مردم باشند. هنوز می توان با حضور و انتخاب آگاهانه اقلیتی از نمایندگان را به مجلس فرستاد که با آگاهی، ایمان و شجاعت و با تکیه بر حمایت اکثریت مردم بتوانند برهم زننده طرح‌های اقتدارگرایانه حاکمیت یکدست برای نقض کامل حقوق شهروندان و تبدیل «جمهوری اسلامی» به «حکومت اسلامی» باشند.

هنوز می توان بر اندیشه‌های روشن، اراده‌های مصمم و دل‌های پرسوز– هر چند محدود- نقش امید زد و برای دفاع از آزادی و استقلال و پیشرفت کشور و پاسداشت دستاوردهای اصلاحات رأی به آنان داد.

جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی به رغم آنکه روند انتخابات را، غير عادلانه و دور از معیارهای انتخابات سالم و رقابتی می‌داند و به رغم آنکه تکلیف حدود دو سوم کرسی‌ها و طبعاً اکثریت مجلس را قبل از انجام انتخابات روشن شده می بیند و علی‌رغم آنکه به فرآیند‌های درون جبهه متحد اصلاحات برای گزينش نامزدها نیز انتقاد دارد،‌ اما خود را پایبند به سیاست‌ورزی اصلاح‌طلبانه و پیشبرد اصل ائتلاف می‌داند. جبهه مشارکت در این مرحله حساس، اتحاد و همبستگی ائتلاف همه اصلاح‌طلبان را مقدم بر هر اقدام و نتیجه سیاسی دیگر می بیند.

بر این اساس ما ضمن اعلام حمایت از تصمیمات ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان که خود از ارکان آن بوده‌ایم اعلام می‌داریم که در حوزه‌هایی که امکان رقابت حتی محدود هست در انتخابات شرکت می‌کنیم. ما با تمام توان خود برای اینکه نگذاریم اقتدارگرایان به همه آرزوهای غیردموکراتیک خود برسند، از نامزد‌های معرفی شده توسط ائتلاف اصلاح طلبان (یاران خاتمی)حمایت می کنیم و از مردم عزیز، نجیب و شریف ایران می خواهیم تا در حوزه‌هایی که این ائتلاف کاندیدامعرفی کرده است حضوری پرشور داشته باشند و با حمایت از کاندیداهای اصلاح‌طلب آن حوزه و اعمال نظارت بر صندوق‌های رأی، وفاداری خود را به آرمان‌های امام و انقلاب و پیشبرد روند دموکراسی در ایران ابراز دارند.

ما از مردم عزیز ایران می خواهیم هوشیارانه مراقب حرکات اختلاف افکنی باشند که از سوی اقتدارگرایان و گاه حتی به نام اصلاح‌طلبی انجام شده است و می‌شود. نام‌های غلط انداز، شعارهای انحرافی و چهره‌های با نقاب سبب نشوند تا کسانی با هجوم به اندیشه و گفتمان خاتمی و آرمان‌های روشن اصلاحات به مخالفان اصلاحات کمک کنند و در این شرایط دشوار سیاسی راه را به سوی حاکمیت یکپارچه تر اقتدارگرایان بگشایند.

جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی از نخبگان و عموم مردم می‌خواهد که با حضور انتخاب‌گرا و فعالانه خود در انتخابات ناعادلانه پیش‌رو در حوزه‌هایی که امکان رقابت نسبی و حداقلی وجود دارد به نامزدهای اصلاح‌طلب رأی دهند تا به رغم همه موانع نمایندگان معدود آنان بتوانند در دایره یک اقلیت پارلمانی اندیشه و راه اصلاحات را پیش برند.

امید داریم ملت آگاه و هوشیار ایران نیز با حضور معنادار خود در انتخابات نا عادلانه پیش‌رو نگذارد مفهوم «جمهوریت» نظام و فرایند «انتخابات» به طاق نسیان سپرده شود و همه آرای مردم صورتی زینتی و نمایشی به خود بگیرد. ما پیشاپیش مسؤولیت عواقب مخرب چنین انتخاباتی بخصوص در حوزه‌هایی که امکان رقابت را از اصلاح‌طلبان و حتی نیروهای مستقل گرفته‌اند به عهده آنانی می‌گذاریم که در مراحل دشوار اداره کشور به جای جلب مشارکت همه شهروندان و استفاده از تمامی ظرفیت‌های ملی برای رفع مشکلات مختلف دایره قدرت را هر چه توانستند محدود کردند و به جای تکیه بر «قانون اساسی»، سلیقه‌ و سیاست جناحی را مبنای حاکمیت قرار دادند.

ما امیدواریم که ملت با تکیه بر میراث انقلاب اسلامی و اصلاحات، تجربه «ائتلاف» را ولو در حد محدود با مؤفقیت پیش برد و راه را برای پیشبرد حق حاکمیت مردم و اصل انتخابات باز نگاه دارد.

از خداوند بزرگ توفیق ملت و فرزندان اصلاح‌طلبشان را در گذار از این مقطع سخت و حساس آرزو می‌کنیم.

جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی
18/12/1386



سه تن از نامزدهاي ائتلاف اصلاح طلبان فردا در ستاد براي فردا سخنراني خواهند كرد.

در اين برنامه محمد اشرفي اصفهاني، محمد جمشيدي گوهري و ابوالفضل شكوري از ساعت 18 در خصوص انتخابات به سخنراني خواهند پرداخت.

دفتر مرکزی این ستاد مستقر در خیابان ولی عصر، بين بهشتي و مطهري، خیابان اتحادیه، پلاک 14 و 16می باشد

نشست وبلاگ نويسان و نامزدهاي ائتلاف اصلاح طلبان در ستاد براي فردا برگزار مي‌شود.

اين نشست روز دوشنبه از ساعت 17 در اين ستاد بر پا مي‌شود.

در اين نشست آقايان دكتر سيدمحمد صدر و دكتر نجفقلي حبيبي از نامزدهاي ائتلاف اصلاح طلبان و همچنين دكتر سيدمصطفي تاج‌زاده رئيس ستاد انتخابات جبهه مشاركت حاضر خواهند بود.

دفتر مرکزی ستاد براي فردا مستقر در خیابان ولی عصر، بين بهشتي و مطهري، خیابان اتحادیه، پلاک 14 و 16می باشد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 13:25  توسط سوشیانت  | 

 

رفیق من سنگ صبور غم هام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونم و دلزده از لیلی ها

خلی دلم گرفته از خیلی ها

نمونده از جوونیام نشونی

پیر شدم پیر تو ای جوونی

پایان تلخ سنتوری ، سنتوری لو رفت ، از بین رفتن امید مهرجویی برای اکران سنتوری ، خداحافظ سنتوری ، سنتوری کنار خیابان و ...

اینها تیترهای خبرگزاری هایی بود که مثل بقیه مردم ، این اتفاق را پیش بینی نمیکردند.

دانلود سنتوری ، سنتوری با کیفیت خوب ، سنتوری بدون سانسور ، پخش سنتوری به صورت اختصاصی!!!!! و ...

بعضی سایت ها هم گویا برای ضرر بیشتر فرازمند و مهرجویی تلاش میکردند!!

تنهای بی سنگ صبور

خونه سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچکس نیومد

سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش

نمیشه حدس زد فرازمند و مهرجویی وقت این خبر رو شنیدن چقدر متعجب و ناراحت شدند. تمامی زحمات آنها و دیگر عوامل به هدر رفت و میلیون ها تومان به جیب قاچاقچیان و به قول برخی دوستان لاشخوران رفت.

شاید به جرات بتوان گفت برای هیچ کارگردان و تهیه کننده ای نمیتواند اتفاق بدتر از این رخ بدهد.

سنتوری ابتدا به جشنواره بیست و پنجم رفت البته از همان ابتدا گیر دادن به این فیلم شروع شد و کمی دیر در جشنواره اکران شد.

چند ماه پیش وقتی تنها چند روز تا اکران عمومی سنتوری فاصله بود ، وزارت ارشاد اعلام کرد این فیلم غیر قابل پخش است و باید اصلاحاتی در آن انجام شود.

ابتدا به صدای محسن چاووشی ایراد گرفتند ، شاید فکرش را هم نمیکردند مهرجویی خیلی زود این مشکل را حل کند. از صدای بهرام رادان به جای چاووشی استفاده شد و فرازمند اعلام کرد اصلاحات مورد نظر وزارت ارشاد انجام شده است.

اما این بار اعلام کردند فیلم دارای مشکلاتی است که البته هیچگاه به وضوح اعلام نشد این مشکلات چیست.

هر سایت و هر خبرگزاری ، دلایلی را اعلام کرد:

۱.مسئولان این فیلم رو توهین به آیت الله خامنه ای دانستند شکستگی یکی از دستان علی سنتوری هم این استدلال رو تقویت کرد ولی بعید به نظر میرسد چنین چیزی حقیقت داشته باشد.

۲.استفاده از عبا توسط علی یکی دیگر از این گمانه زنی ها بود.

۳.انتقاد از وضعیت موسیقی کشور و ندادن مجوز به خوانندگان و خشن و دروغگو خواندن جامعه و گفتن اینکه این مملکت جوانان رو معتاد میکنه از دیگر دلایل ذکر شده بود که البته احتمال اینکه دلیل توقیف فیلم این باشد بسیار زیاد و بیشتر از سایر گزینه هاست.

و دلایل دیگری که ذکر شد.

اما اکران خصوصی فیلم برای مسئولان نیروی انتظامی بسیار جالب بود.

فیلم در کانادا و چند کشور دیگر اکران شد و مورد استقبال قرار گرفت و گویا فقط ایرانیان داخل کشور حق دیدن این فیلم را نداشتند و باید حسرت میخوردند که چرا بلیط سنتوری در جشنواره را نخریدند!

اکثر کارشناسان و صاحب نظران معتقدند اگر این فیلم اکران میشد قطعا فروش فوق العاده ای داشت و حتی برخی به کنایه میگویند مسئولان ترسیدند سنتوری رکورد فروش اخراجی ها را بزند!

اگر بیای همونجوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی

اخباری هم شنیده میشه که گویا فرازمند و مهرجویی قصد دارند از وزارت ارشاد شکایت کنند تا وزارت ارشاد دلایل توقیف فیلم را مطرح کند.

و اما در مورد خود فیلم:

موسیقی فیلم ، صدای محسن چاووشی ، بازی فوق العاده بهرام رادان-گلشیفته فراهانی-مسعود رایگان و رویا تیموریان ، فیلمبرداری قوی ، سرعت خوب فیلم و عدم وجود صحنه های اضافی و ... ، همه و همه باعث میشود تا این فیلم از بقیه فیلم هایی که در حال حاضر در سینماها میبینیم متمایز باشد.

آغاز فیلم فوق العاده است و استفاده از یکی از آهنگ ها در همان ابتدای فیلم ایده بسیار خوبیست:

من با زخم زبونات رفیقم

مرهم بذار با حرفات رو زخم عمیقم

با توام که داری به گریم میخندی

کاش میشد بیای و به من دل ببندی

تنها بودن یه کابوس شومه عزیزم

کار دل ، نباشی ، تمومه عزیزم

دیالوگ های رادان هم که در بین آهنگ گفته میشه بسیار خوب هستند.

 تناسب موسیقی با فیلم هم بسیار عالیه ، به خصوص جایی که از ترانه خیانت استفاده شده:

دلواپس و بی تابم
باز امشبم بی خوابم
ازت خبر ندارمو
تا خود صبح بیدارم
حس خوبی ندارم
چشام همش به ساعته
می پرسم این چه حسیه
یکی میگه خیانته

...

فیلم (ایرانی) تمام نمیشود و مثل سایر فیلم ها در لحظات آخر همه چیز درست نمیشود هرچند پایان نسبتا خوبی دارد ولی به هر حال جدایی انجام شد.

به خاطر کسانی که فیلم رو ندیدند بیشتر از این توضیح نمیدم.

نکته آخر اینکه به درخواست و پیشنهاد گروه ادب و هنر روزنامه اعتماد ملی ، شماره حساب فرازمند و مهرجویی اعلام شد تا هرکس که cd یا dvd فیلم رو خریده مبلغی رو هم به حساب این دو نفر واریز کنه.

البته مهرجویی در مصاحبه با اعتماد ملی گفته مردم بدانند ما محتاج نیستم و تمامی مبالغ صرف امور خیریه خواهد شد.

شماره حساب: 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032)

پی نوشت۱: ببخشید که سیاسی نبود!

پی نوشت۲: همچنان پای حرفم هستم و میگم شرکت کردن در انتخابات بهتر از شرکت نکردن در انتخاباته. ۴ نفر از ۳۰ نفر تهران مشخص شدند: اسحاق جهانگیری،مجید انصاری،علی اشراقی،محمد صدر

پی نوشت۳: محمدرضا یزدان پناه هم مثل من پست آخرش ربطی به انتخابات نداره ، جالبه حتما بخونید

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 2:19  توسط سوشیانت  | 

حدود ۹۰ درصد کاندیداهای اصلاح طلب رد صلاحیت شدند.

اصلاح طلبان تنها برای ۳۱ کرسی شانس دارند.

محمدرضا عارف از کاندیداتوری انتخابات مجلس هشتم انصراف داد.

اشرف بروجردی از اعضای ارشد ستاد ائتلاف اصلاح طلبان خبر از ارائه ندادن لیست برای انتخابات داد.

محمدعلی ابطحی از احتمال انصراف کاندیداهای تائید شده اصلاح طلب در روزهای آینده خبر داد.

اینها خبرهایی بود که باعث خوشحالی عده ای و ناراحتی عده ای دیگر شد.

اما چه کسانی از این اخبار خوشحال شدند:

۱. به جرات میتوان گفت اصولگرایان و به خصوص طیف احمدی نژاد را هیچ چیزی به اندازه کناره گیری اصلاح طلبان خوشحال نمیکند.

۲. ضد انقلاب! برای مخالفان حکومت و طرفداران آغاز یک انقلاب ، خیلی دلنشین است که اصلاح طلبان حکومتی که همیشه بخشی از حکومت بوده اند ، از آن جدا شوند و به نوعی قطر دایره حامیان دولت کمتر شود.

۳. اصلاح طلبانی که فکر میکنند با تحریم میتوان برای انتخابات بعدی روی حکومت تاثیر گذاشت.

و اما چه کسانی از شنیدن این اخبار ناراحت میشوند:

۱. دلسوزان جمهوری اسلامی و یاران آقای خمینی... به عنوان نمونه میتوان به سید مهدی طباطبایی ، مکارم شیرازی ، احمد خاتمی ، حسن خمینی ، مجید انصاری ، موسوی خوئینی ها ، کروبی ، محمد خاتمی و .... اشاره کرد.

۲. اصلاح طلبانی که روی مجلس هشتم حساب خاصی باز کرده بودند و اکثریت را متعلق به اصلاح طلبان میدانستند.

۳. حامیان اصلاحات دیگر کسانی هستند که از شنیدن این اخبار شوکه شدند و تا حدود زیادی نا امید.

۴. مردم عادی که هیچگاه نخواسته اند در سیاست وارد شوند هم گروه دیگری هستند که از اینکه آرای خود را از پیش مشخص میبینند ناراحت هستند.

و اما به راستی راه درست چیست؟ بمانیم یا نه؟

آن گروهی که فکر میکنند تحریم انتخابات فشار روی حاکمیت خواهد بود و در انتخابات بعدی تاثیر مثبت خواهد گذاشت کاملا در اشتباهند. اشتباهی که در مجلس هفتم هم رخ داد و تعدادی از اصلاح طلبان تائید صلاحیت شده ، انصراف دادند و نتیجه ی آن مجلس هفتم بود.

تحریم انتخابات حداقل تا زمانی که احمدی نژاد روی کار هست نه تنها هیچ تاثیر مثبتی ندارد بلکه باعث بدتر شدن اوضاع میشود. شاید اگر فرد عاقل تر و متعادل تری رئیس جمهور بود ( مثل لاریجانی ) تهدید به کناره گیری نتیجه مثبتی داشت ولی اکنون قدم گذاشتن به راهی صد در صد اشتباه است.

طرح ندادن لیست قطعا از طرف کسانی مطرح شده که اعتقادی به اصلاحات ندارند و فقط به منافع خود می اندیشند. این کار قربانی کردن اصلاحات است و بس. ستاد ائتلاف یا باید لیست بدهد ( حتی با حضور چهره های مستقلی که اصلاح طلب نیستند ) یا باید جرات این را داشته باشد که اعلام کند در انتخابات شرکت نمیکند، که البته راه دوم باعث منزوی شدن بیش از پیش اصلاح طلبان خواهد شد. اینکه اصلاح طلبان اعلام کنند شرکت میکنند ولی لیست نمیدهند ، تنها ضررش برای خود اصلاحات هست و نه ضربه ای به حکومت وارد میشود نه تاثیری روی انتخابات بعدی دارد چه بسا که باعث ادامه ی این روند شود.

شرکت در انتخابات توسط اصلاح طلبان ، حتی با یک کاندیدا ، این پیام را برای حکومت خواهد داشت که اصلاح طلبان را نمیتوان از صحنه دور کرد. داشتن اقلیت هم میتواند کورسوی امیدی برای اصلاحات باقی بگذارد ولی نداشتن همان اقلیت فقط باعث میشود اقتدارگرایان برای چندین سال دیگر حکومت را در اختیار داشته باشند.

درست است که مجلس هشتم حتی مثل مجلس هفتم اکبر اعلمی هم ندارد ولی میتوان امیدوار بود به ظهور یک اکبر اعلمی جدید که بتواند یک تنه در مقابل اکثریت مجلس بایستد و بارها وزرای رئیس جمهور را به مجلس بکشاند و روی افکار عمومی تاثیر بگذارد.

اصلاح طلبان باید با حمایت از افرادی که گرایش کمتری به اصولگرایان دارند ، مانع ایجاد یک اکثریت مطلق از سوی آنها شوند. تکرار میکنم اینکه اصلاح طلبان بگویند شرکت میکنم ولی لیست نمیدهیم خودکشی است که باعث خوشحالی اقتدارگرایان میشود.

والسلام!

پی نوشت۱: دیروز که مطلب محمدرضا یزدان پناه رو خوندم با او هم عقیده شدم ، ولی بعد که فکر کردم به این نتیجه رسیدم که نتیجه ی راهکار محمدرضا ، عقب افتادن اصلاحات برای مدت طولانی است. دیشب که مطلب میرا قربانی فر عزیز رو خوندم خوشحال شدم از اینکه یک نفر مطلبی نوشت که نشان دهد با من هم عقیده است.

پی نوشت۲: همراه شو عزیز!!!

پی نوشت۳: در این بحبوبه رد صلاحیت ها ، بهمن فرمان آرا رو هم رد صلاحیت کردند!!!

بعد نوشت: علت نوشتن این متن ، نه محافظه کاری خودم است نه حمایت از رژیم و مشت زدن بر دهان استکبار (!!!) . دلایل من اینهاست:

۱. ترسو بودن اصلاح طلبان و اینکه حاضر نیستن هزینه بپردازند

۲. طولانی تر شدن مدت زمان بازگشت اصلاح طلبان به راس امور

۳. حماقت ائتلاف اصلاح طلبان ، که میخواهند شرکت کنند ولی لیست ندهند ، یعنی خودشان را قربانی کنند!!

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 1:44  توسط سوشیانت  | 

 

امروز همه منتظر اعلام نتایج از سوی هیئت های نظارت بودند که متاسفانه هنوز اخبار دقیقی به بیرون راه پیدا نکرده اما چیزی که تا اینجا مشخص شده است ، هیئت اجرایی به جای کمک به برگذاری انتخابات آزادتر ، اقدام به رد صلاحیت تعداد دیگری از اصلاح طلبان کرده است!!! امری که قطعا باعث واکنش جبهه اصلاحات خواهد شد. رد صلاحیت افرادی مثل حسینی و تابش توسط هیئت نظارت عملی کاملا غیر قانونی است و ادامه دهنده راه هیئت اجرایی یعنی قلع و قمع اصلاح طلبان است. رد صلاحیت های جناحی کاری بود که تنها از دولت نهم بر می آمد. هیئت نظارت به جای اینکه مشکل رد صلاحیت های نادرست را حل کند خود دست به رد صلاحیت افرادی زد که سابقه روشن و درخشانی در تاریخ جمهوری اسلامی دارند.

ولی واقعا دلیل رد صلاحیت اصلاح طلبان چه میتواند باشد؟ قطعا عاملی جز ترس دولت نهم از تکرار مجلس ششم یا چیزی شبیه به آن باعث شده است که آنها حتی موجه ترین چهره ها را هم رد صلاحیت کنند. علی اشراقی نوه آیت الله خمینی که از اصلاح طلبان معتدل است و معمولا خود را اسیر بازیهای سیاسی نمیکند هم رد صلاحیت شد تا انحصارطلبی دولت نهم بیش از پیش به نمایش دربیاید. دولت نهم با این رد صلاحیت ها نشان داد اصلا نمیتواند انتخابات رقابتی را تحمل کند زیرا نتیجه ای جز شکست همانند آنچه در انتخابات شوراها رقم خورد برایشان نخواهد داشت. اینکه در انتخابات شوراها تعداد افراد راهیافته از رایحه خوش خدمت در سراسر کشور به ۵ درصد نمیرسید درحالیکه اصلاح طلبان پیروز بیش از ۶۰ درصد بودند نشان از این داشت که دولت نهم و شخص احمدی نژاد هیچ محبوبیتی میان مردم ندارد و چه بسا آرای او از ۶ میلیون در انتخابات ریاست جمهوری کمتر هم شده باشد.دولت نهم به خوبی میداند اگر اکثریت مجلس در اختیار اصلاح طلبان باشد آنگاه چنان کاری با دولت میکنند که احمدی نژاد نامزد از پیش شکست خورده ی انتخابات ریاست جمهوری باشد.

اما وظیفه آیت الله خامنه ای چیست؟ خامنه ای اگر یک انسان باهوش باشد قطعا باید بداند جدا شدن اصلاح طلبان از حکومت اصلا به نفع او نیست و شرایط را برای رژیم بدتر از قبل خواهد کرد. شاید وی علاقه ای به در راس بودن اصلاح طلبان نداشته باشد ولی قطعا تمایلی به حذف کامل اصلاح طلبان ندارد. انحصارطلبی احمدی نژاد برای هیچکس از جمله آیت الله خامنه ای پوشیده نیست و خامنه ای هرچقدر هم به احمدی نژاد علاقه داشته باشد ، دوست ندارد که قدرت کامل در اختیار وی باشد. گستاخی احمدی نژاد و یارانش به حدی رسیده که اصلا بعید نیست به مانند اطرافیان هاشمی در سال ۷۵ ، تقاضای حکومت دائمی کنند چیزی که احتمالا احمدی نژاد از کاسترو آموخته است! تلاش دولت نهم برای منزوی کردن منتقدان به حدی بود که وزرای ارشاد و کشور اعلام کردند تمامی احزاب رسمی کشور میتوانند صاحب روزنامه باشند به غیر از جبهه مشارکت! میردامادی-عبدی-حجاریان-کاشفی--قابل-دانش-شهید دادمان-فاطمه راکعی-آذر منصوری-رزاقی و... ، که همگی از اعضای هیئت موسس جبهه مشارکت هستند شاید اگر به گذشته برگردند و امروز خود را ببینند دیگر حامی افراطی و دو آتشه انقلاب نخواهند بود. دولت نهم در این ۲ سال به شدت به پروژه حذف افراد نزدیک به آیت الله خمینی کمک کرده است تا آنجا که صدای مجید انصاری و آیت الله توسلی و ... هم در میاید. همه اینها نشان از آن دارد که احمدی نژاد برای ادامه حیات سیاسی خود حتی به نیروهای درون نظام هم رحم نمیکند. شاید اگر احمدی نژاد و کلا طیف او برای ۵-۶ سال دیگر این روند را ادامه دهند اعتراضات گسترده تر شود ، اصلاحات از نظام جدا شود و زمینه یک انقلاب یا حداقل تظاهرات مردمی آماده شود که این اصلا برای آیت الله خامنه ای خوشایند نیست.

خامنه ای چه بخواهد چه نخواهد به هزار و یک دلیل ، مجبور است با یک حکم حکومتی یا حداقل هماهنگی با شورای نگهبان ، اصلاح طلبان را به صحنه انتخابات بازگرداند حتی اگر مورد انتقاد طیف مصباح قرار بگیرد.

در روزهایی که اصولگرایان وضعیت خوبی ندارند و محبوبیت و مقبولیت آنان در میان مردم از بین رفته است ، با بازگشت اصلاح طلبان به انتخابات و حضور ۶۵ درصدی یا بیشتر مردم در پای صندوق های رای ، باید اصلاح طلبان را دارای بیشترین کرسی در مجلس هشتم دانست!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 23:25  توسط سوشیانت  | 

هو الحق

سلام به همه عزیزان!

وبلاگنویسی سیاسی را مجددا آغاز کردم.

با توجه به شرایط امروز کشور ، انتخابات مجلس ، اقدامات دولت و وضعیت تاسف بار کشور  خود را ملزم به بازگشت به عرصه وب نویسی سیاسی دانستم تا در کنار دوستان باشم.

به زودی نوشتن پست ها را آغاز خواهم کرد.

شاد و پیروز باشید.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:18  توسط سوشیانت  |